پذیرش
این ماجرا سرگذشت فردی در مسیر بهبودی است که پس از تجربههای دشوار و سالها انکار، به حقیقتی عمیق میرسد: پذیرش، آغاز آزادی است. او با سپاسگزاری، ایمان، عشق و کمک به دیگران، قدمبهقدم از رنجش فاصله میگیرد و به آرامش و رشد در زندگی دست پیدا میکند.
پذیرش
پذیرش برای من مفهومی نبود که از همان ابتدا آن را بفهمم. هنوز یادم هست در روزهای آغازین بهبودی، کسی به من گفت: «روزی میرسد که اعتیادت را دوست خواهی داشت.» آن روز اصلاً منظورش را درک نکردم. برای مدت زیادی، شناخت من از اعتیاد با تنفر، انکار و رنج همراه بود. سالها طول کشید تا کمکم حقیقت بهبودی را لمس کردم و فهمیدم که من یک معتاد هستم؛ انسانی که بهراحتی میتواند واقعیت را انکار کند. شاید به همین دلیل است که هر بار در جلسات، در آغاز صحبتهایم، به اعتیاد خود اقرار میکنم.
امروز میدانم که در زندگی حق انتخاب دارم. میتوانم با غرغر، دستوپا زدن، خشم، رنجش و نفرت زندگی کنم، یا میتوانم اعتیادم را بپذیرم و راهی را انتخاب کنم که به خوبی، شادی، محبت و رشد ختم میشود. حقیقت مهم این است که این انتخاب با من است. پذیرش برای من فقط یک کلمه نیست؛ راهی است برای بیرون آمدن از تاریکی انکار و نزدیک شدن به آرامش در بهبودی.
با این حال، همیشه هم آسان نیست که به یاد بیاورم چنین انتخابی در اختیار من قرار دارد. گاهی آنقدر در ترس، خشم و رنجش فرو میروم که همان مثلث قدیمی دوباره زندگیام را در دست میگیرد. اما امروز میدانم که میتوانم به جای آنها، ایمان، عشق و پذیرش را انتخاب کنم. این همان جایی است که ابزارهای برنامه به کمک من میآیند و مسیر بهبودی را برایم روشنتر میکنند.
من میتوانم فهرست سپاسگزاری بنویسم، چون سپاسگزاری نیرومندترین سلاح من در برابر رنجش، قضاوت و دلسوزی بیمارگونه برای خودم است. میتوانم به راهنمایم تلفن بزنم؛ کسی که به من یادآوری میکند بخش بزرگی از دردی که در بهبودی تجربه میکنم، از خودرأیی من سرچشمه میگیرد. میتوانم به جلسه بروم و دوباره اقرار کنم که یک معتاد هستم. میتوانم با دیگران همدردی کنم و با کمک به یک معتاد دیگر، برنامه را در زندگیام به اجرا بگذارم. اینها فقط کارهای ساده نیستند؛ اینها ابزارهایی هستند که مرا به پذیرش، آرامش و رهایی نزدیک میکنند.
به همین شکل، کمکم یاد میگیرم اعتیادم، خودم، دیگران و حتی زندگی را بپذیرم. وقتی از زاویهای بهتر به مشکلات نگاه میکنم، میبینم آنچه بر من میگذرد، فقط مختص من نیست. زندگی، مجموعهای از اتفاقات است و همیشه مطابق میل من پیش نمیرود. در مسیر بهبودی، هر بار بیشتر متوجه میشوم که پذیرش زندگی، بخشی از رشد روحی و روانی من است.
من تلاش میکنم کلمه «باید» را از فرهنگ ذهنی خود حذف کنم. برای من، این کلمه اغلب یک علامت هشدار است؛ نشانهای از اینکه قاضی درونم فعال شده و دوباره در حال محاکمه کردن است. اگر خودم را متهم نکنم، احتمالاً دیگری را در جایگاه متهم مینشانم؛ کسی که با من فرق دارد و من ترازنامهاش را در ذهنم نوشتهام. نتیجه این قضاوت همیشه دردناک است، چون هر زمان که قضاوت میکنم، توانایی دوست داشتن را از دست میدهم. پذیرش، درست در نقطه مقابل قضاوت قرار دارد و همین تضاد، یکی از مهمترین درسهای زندگی من شده است.
سالها پیش در یکی از همایشهای لندن، شعاری دیدم که هنوز در ذهنم مانده است: «بهای آزادی، پذیرش است.» امروز این جمله را با تمام وجود درک میکنم. یکی از بزرگترین هدایای این برنامه، آرامشی است که به من کمک میکند چیزهایی را بپذیرم که توان تغییرشان را ندارم. این آرامش، فقط یک احساس گذرا نیست؛ نوعی رهایی درونی است که به من اجازه میدهد با واقعیت نجنگم و در عوض، آزادانهتر زندگی کنم.
اکنون بهتر از همیشه میفهمم که پذیرش، شکست نیست؛ تسلیم شدن در برابر حقیقت است تا بتوانم از بند انکار، خشم و رنجش آزاد شوم. من هنوز هم هر روز باید این انتخاب را تکرار کنم، اما حالا میدانم که راه آزادی از دل پذیرش میگذرد. به زبان ساده، من میتوانم انتخاب کنم که آزاد باشم.
برگرفته ازمجله پیام بهبودی تابستان 1387
لینک کوتاه: https://na-iran.org/fa/b/382640
این خبر را به اشتراک بگذارید:
زندگی کن و بگذار زندگی کنند
قبلیمطالب مشابه
بولتن ها
نشريات ، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد.
کتاب ها
نشريات ، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد.
مجلات راه NA
نشريات، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد
نرم افزار موبایل
لطفا براي ايجاد امکان سرويس دهي بهتر از انتشار مستقيم نرم فزار هاي اين صفحه خودداري نموده

