پیام بهبودی، دست به دست دهان به دهان
این نوشته تجربیات ارزشمند عضوی از انجمن معتادان گمنام (NA) را به تصویر میکشد که با وجود ترس از خدمت سربازی و سابقه مصرف مواد، توانست با تکیه بر اصول برنامه، نهتنها پاکی خود را در پادگان حفظ کند، بلکه پیام رهایی را به یک همدرد دیگر برساند و محفلی دونفره برای نجات از وابستگی برپا سازد.
پیام بهبودی، دست به دست دهان به دهان
من عباس هستم، یک معتاد. امروز اینجا هستم تا تجربهای ملموس و واقعی را از دوران پاک ماندن در حین انجام خدمت مقدس سربازی با شما به اشتراک بگذارم. حسی در درونم میگفت که شاید انتشار این تجربه، نوری در دل همدردانی بتاباند که در حال حاضر در پادگانها مشغول خدمت هستند یا کسانی که به دلیل ترس از این دوران، قدمی برای حل آن برنمیدارند. امیدوارم بتوانم آنچه را که با عشق دریافت کردهام، به درستی ایثار کنم. دقیقاً یک سال از روزی که برگه تسویه حساب سربازیام را گرفتم میگذرد و حالا با خیالی آسوده این خطوط را برای مجله انجمن مینویسم. به دلیل غرق بودن در اعتیاد فعال و ترسی که سالها در جانم رخنه کرده بود، ۶ سال غیبت سربازی داشتم. اما بعد از اینکه به لطف خداوند دو سال از پاکیام گذشت، متوجه شدم برای ساختن آیندهای روشن و موفقیت در مسیر بهبودی، باید مسئولیتهای نیمهکاره زندگیام را به سرانجام برسانم. با کولهباری از دلهره ولی قلبی امیدوار به خدایی که هرگز رهایم نمیکند، وارد پادگان شدم.
قدم اول در پادگان؛ مسئولیتپذیری به سبک اصول NA
از همان نخستین روزهای ورود به محیط نظامی، تصمیم گرفتم با عملکرد مثبت خودم را نشان دهم. خودم را خدمتگزار انسانهایی دیدم که در آن محیط کنارم بودند و کارهایی را انجام میدادم که شاید در دایره وظایف مستقیم من نبود. با این طرز فکر قدم در راهی گذاشتم که در ابتدا بسیار تاریک و سخت به نظر میرسید؛ یعنی حفظ پاکی از مواد مخدر در پادگان و در فضایی سرشار از دستور و اجبار. روزهای اول، سختترین کار یعنی نظافت سرویسهای بهداشتی را به من سپردند. غرور بیمارگونهام فریاد میزد که فرار کن! اما یادگیری پیام بهبودی و اصول NA به من آموخته بود که مسئولیتپذیر باشم. کارم را با چنان دقتی انجام دادم که مسئولین پادگان شگفتزده شدند و خیلی زود به دفتر گروهان منتقل شدم. به لطف خدا جایگاه خدمتیام ارتقا یافت، بارها تشویق شدم و پاداش عملکرد درست را گرفتم. اما با وجود این موفقیتها، هنوز چیزی در درون من کم بود؛ من برای حفظ بهبودی شخصیام در پادگانی که گاهی تا یک ماه امکان خروج از آن را نداشتم، نیاز به ابزارهای بیشتری داشتم.
معجزه تشکیل جلسات معتادان گمنام در دل پادگان
عدم دسترسی به جلسات بیرونی، ترس را به جانم انداخته بود. ابتدا تلاش کردم با اراده شخصی راههایی برای معافی یا مرخصی روزانه پیدا کنم، اما تمام درها بسته شد تا بفهمم خواست خداوند چیز دیگری است. پس تصمیم گرفتم خودم دست به کار شوم. راس ساعت ۴ بعدازظهر، جلسهای یکنفره را شروع کردم؛ اعضای جلسه من بودم، خداوند و عکسی از نشریات انجمن. اما ماهیت انجمن معتادان گمنام NA به حضور تازه وارد و مشارکت زنده وابسته است. با مشورت راهنما و دوستان بهبودی، پیام امید را به یکی از همخدمتیهایم که در چنگال بیماری دستوپا میزد رساندم. او با آغوش باز پذیرفت. حالا ما دو نفر بودیم که هر روز برای رهایی از اعتیاد در سربازی دور هم جمع میشدیم. به او در گذراندن دوره سمزدایی فیزیکی کمک کردم. جلسات دونفره ما با رعایت سنتها، کتابخوانی و حتی رعایت سنت هفتم به شکلی رسمی برگزار میشد. عملکرد مثبت دوست همدردم که پیش از این فردی شرور بود، فرماندهان را شگفتزده کرد تا جایی که او ارشد گروهان شد. خدمت ما با شور و نشاط عجیبی به پایان رسید. امروز، دعای قلبی من برای تمام سربازانی است که هنوز در پادگانها از بیماری اعتیاد رنج میبرند و امیدوارم روزی کمیته پادگانها در ساختار خدماتی ما شکل بگیرد تا هیچ سربازی در تنهایی درد نکشد.
برگرفته از مجله پیام بهبودی بهار 1388
لینک کوتاه: https://na-iran.org/fa/b/382661
این خبر را به اشتراک بگذارید:
تحت هر شرایطی
قبلیمطالب مشابه
بولتن ها
نشريات ، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد.
کتاب ها
نشريات ، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد.
مجلات راه NA
نشريات، آرم و نام NA متعلق به هيچ شخص خاص، کميته و يا هيئت خاصي نيست و بر طبق قرارداد وديعه از طرف کل انجمن به خدمات جهاني سپرده شده تا از آن محافظت نمايد
نرم افزار موبایل
لطفا براي ايجاد امکان سرويس دهي بهتر از انتشار مستقيم نرم فزار هاي اين صفحه خودداري نموده

