• فارسي
  • English
روزشمار پاکي
فقط براي امروز
نشريات

نظرات ارائه شده در اين صفحه،تجربه شخصي يک عضو بوده و بديهي است نظر رسمي انجمن معتادان گمنام نمي باشد

با سلام


از دست اندرکاران مجله «پيام بهبودي» تشکر مي کنم که از پاييز 87 هرشماره را به شرح يک سنت اختصاص داده اند تا اعضاي NA   بتوانند تجربه هاي خود را درمورد سنت مورد نظرشان از طريق اين مجله با ديگران درميان بگذارند. من هم از فرصت پيش آمده استفاده کرده و آن چه را که از سنت چهارم درک کرده ام تقديم مي کنم شايد مورد استفاده قرار گيرد، اين يک برداشت شخصي از اين سنت است و طبيعي است که داراي اشکالاتي هم باشد. ناگفته نماند در هرجا که لازم بوده براي روشن تر شدن موضوع از منابع NA   نيز استفاده شده است.


همان طورکه اطلاع داريد ، انجمن معتادان گمنام درسال 1953 ميلادي اجازه استفاده از سنت هاي دوازده گانه را از يک انجمن دوازده قدمي ديگر گرفت که از اين بابت هميشه سپاس‌گزار و متشکر بوده‌ايم.


اين سنت ها به صورت آزمون و خطا و تجربه ، شکل اصلي خود را پيدا کردند و هرقدرآن انجمن قديمي توسعه بيشتري مي يافت و با مشکلات جديدتري روبرو مي شد، نياز به پيدايش و شکل گيري اين سنت ها بيشتر مي شد تا سرانجام درسا ل1946 ميلادي سنت هاي دوازده گانه شکل کنوني خود را يافته و در نخستين همايش سراسري آن انجمن در سال 1950 ميلادي به تصويب رسيدند.


و اما سنت چهارم: 


«هر گروه بايد مستقل باشد، به استثناي مواردي که برگروههاي ديگر و يا معتادان گمنام درکل اثر   بگذارد. »


شايد بد   نباشد که ابتدا توجهي به معناي گروه بکنيم‌  ، يک گروه NA   ، گروهي است که به‌طورمنظم و با هدف بهبودي همراه با به کارگيري دوازده قدم و رعايت دوازده سنت تشکيل شود.


بنابراين معتادان گمنام، انجمن زنان و مرداني است که به صورت گروه، دورهم جمع مي شوند و از مجموعه اي از   اصول روحاني براي رهايي از   اعتياد و يافتن يک روال تازه در   زندگي، استفاده مي کنند.


حالا، گروه تشکيل شد و اين گروه طبق اين سنت مستقل است . اين گروه با استقلال خود چه کارهايي مي تواند انجام دهد و چه تصميماتي مي تواند بگيرد؟


توجه داشته باشيم که معتادان تجربه کمي از آزادي و استقلال دارند. آزادي و استقلال مي تواند براي ما   تازگي داشته باشد و   ما  را آن چنان به وجد بياورد که تصميمات نامعقولانه اي بگيريم. تجربه ما بيشتر مربوط به اسارت و بردگي است تا آزادي. و شايد بعضي وقت ها، آزادي و استقلال موردنظر سنت چهارم بيش از تحمل و جنبه و ظرفيت ما باشد. اين آزادي و استقلال مي تواند شمشير   دولبه اي باشد کما اين که از اين استقلال ياد شده درسنت چهارم بارها براي توجيه تمرد از سنت ها، سوء استفاده شده است وهرکس هرخلافي را مرتکب شده آن را به آزادي نهفته در سنت چهارم نسبت داده است.مغز من چنين استدلال مي کند :


سنت سوم که هيچ شرط و شروطي را براي عضويت قائل نشده، سنت چهارم هم که آزادي و استقلال کامل داده است ، چه چيزي از اين بهتر.


خوب حالا هرکاري دوست داري در گروه انجام بده که از هفت دولت آزادي!


اگرزماني هم يک عضو با تجربه مسائلي را گوشزد کرد، او را متوجه آزادي و استقلال سنت چهارم کن و براش دعا کن که حالش خوب بشه! عين حال تو .


اگر آزادي وعده داده شده به گروه ها درسنت چهارم موجب بدعت گذاري، خودمختاري، خودمحوري، سوء استفاده و جريانات من درآوردي شود که در خيلي جاها اين طور هم  شده و من از ذکر نمونه هاي آن در   اين مقاله خودداري مي کنم، چه کنيم؟


به نظر من بهترين کار، توضيح عبارت «استقلال و آزادي» درسنت چهارم است و اين کار بايد به طور مرتب و   مداوم از طريق مشارکت، برگزاري کارگاه‌هاي مختلف در مورد سنت چهارم، توضيح و شرح اين سنت توسط اعضاي باتجربه و راهنماها به رهجوهاي خود صورت پذيرد. ما بايد به طور مستمر از کتاب و قديمي ها کسب تجربه کنيم تا متوجه شويم که :


منظور از استقلال گروه اين است که گروه بايد حاکم برخود بوده و تحت هيچ کنترلي نباشد و همچنين تحت تأثير شخصيت فردي اعضا قرارنگيرد.


استقلال در   سنت چهارم به گروه‌هاي ما کمک مي کنند تا کسي نتواند از بيرون معين کند که گروه چه تصميمي بگيرد ولي براي آسان تر شدن راه مي‌توانيم ازتجربه و کمک اصولي ديگران استفاده کنيم.


اگر   من متوجه شوم که منظور از «استقلال گروه» چيست و آيا حد و حدودي هم بر آن متصور   است يا خير، کار   تمام است.


استقلال ياد شده درسنت چهارم ، به ما آن نوع آزادي  را اهدا مي کند که به ميل و سليقه وجدان گروه بهترين فضاي بهبودي را به وجود بياوريم تا به هدف اصلي خود که همانا انتقال پيام بهبودي است ، جامه عمل بپوشانيم و در اين راه براي گروه‌هاي ديگر تکليف معين نکرده و چيزي را به آن ها تحميل نکنيم. اختيار   هرگروه براي اداره امور   خود به معناي دقيق آن بايد صورت بگيرد. از اشتباه هراسي به خود راه نداده و بدانيم که بايد در تصميم گيري هاي خود مستقل عمل کنيم و در   صورت هر   اشتباهي، وجدان گروه مي تواند جوابگوي مسائل آن گروه باشد. طبق اين سنت فقط بايد مواظب باشيم که استقلال ما در تصميم گيري هايمان درکل NA   اثرمنفي نگذارد و با مسائل خارجي مرتبط نشود.


  • ما نمي توانيم درگروه خود براي بستري شدن فردي در مراکز بازپروري، پول جمع آوري کنيم حتي اگر به «بي رحمي» متهم شويم.


  • ما با استناد به سنت چهارم و استقلال ذکر شده در آن ، حق نداريم ترکيب قدم‌ها، سنت ها و مفاهيم را دستکاري کنيم و اقدام به اعمالي کنيم که درکل بر NA و گروه‌هاي ديگر اثر منفي بگذاريم.


  • گروه ما نمي تواند به صرف اينکه قصد رشد و توسعه NA را دارد با توسل به سنت چهارم، کانال هاي ارتباطي خاصي را با ادارات دولتي ومسئولان برقرارکند.


استقلال درسنت چهارم به اين مفهوم است که گروه يک طرح کلي را بريزد براي اين که ببينيم اين گروه درچه صورت مي تواند پيام خود را بهتر منتقل کند. گروه دراين مورد آزاد است. به نمونه هايي از اين دست توجه کنيد .


  • خيلي از گروه ها تصميم گرفته اند که در پايان مشارکت، از به کاربردن عباراتي نظير ماشاءا... و دست زدن خودداري کنند.


  • دربعضي از گروه‌ها، طبق رأي وجدان گروه، اعضا پاکي هاي خود را سر موقع اعلام مي کنند ولي اگرعضوي هم خارج از آن اعلام کرد، به اواعتراضي نمي شود.


  • دربعضي از گروه‌ها، روزي را براي تميز کردن محيط اطراف جلسه و جمع آوري ته سيگارها در پارک محل برگزاري جلسه، اختصاص داده اند.


  • دربعضي از گروه‌ها هزينه کيک هاي تولد و صبحانه گروه از سبد سنت هفتم برداشت مي شود که من نمي‌دانم اين کار درست است يا نه ؟ و آيا درجلساتي که شب‌ها برگزار مي شود مي توان پذيرايي با شام را نيز در دستور کار قرار داد يا خير؟


  • اعضاي هرگروه يک طرح کلي را براي جلسات تعيين مي کنند که در درازمدت منعکس کننده شخصيت آن گروه مي شود. از استقلال ياد شده دراين سنت مي توان براي برگزاري جلسات با فرمت‌هاي مختلف استفاده کرد. مثلاً يک نوع جلسه ممکن است توجه هرمعتادي را جلب نکند بنابراين گروه‌ها طبق اين سنت مي توانند که فرم و بقيه مشخصات جلسه خود را تعيين کنند. مثل جلساتي که سخنران دارد، جلسات کتاب خواني، جلسات پرسش و پاسخ، جلسات مشارکت، جلسات باز و بسته. بعضي از معتادان دريک نوع جلسه خاص ممکن است پيام بازيابي را بهتر درک کنند، درحالي که معتاد ديگري، نوعي ديگر از جلسه را ترجيح مي دهد.


بنابراين استقلال و آزادي موجود در سنت چهارم صرف بهتر برگزار نمودن جلسات، ايجاد فضاي بهبودي و در نهايت استقلال بهتر پيام بهبودي است نه خودرأيي و بدعت گذاري.


استقلال موجود در سنت چهارم ما را تشويق مي کند که گروه‌هايمان نيرومند و فعال باشند و در کنار آن هم هشدار مي دهد که گروه ها جزئي از يک کل بزرگ تر به نام «معتادان گمنام» هستند. بنابراين درگرفتن هر تصميمي بايد منافع مشترکمان را درنظر بگيريم و دچار اين توهم نشويم که چون با گروه هاي ديگر ارتباط مستقيمي نداريم، بنابراين تصميمات ما هيچ اثري بر گروه هاي ديگر ندارد. اگر جلسه ما با آن چه طي ساليان در NA جا افتاده تشابهي نداشته باشد به طور حتم ما برروي گروه هاي ديگر و در کل بر NA تاثير منفي خواهيم گذاشت.


به نظرمن اگر از هرچيزي به شکل درست آن استفاده نشود مي تواند به ضد خود تبديل شده و نتيجه عکس بدهد. ما بايد برداشت خود را از «مستقل بودن گروه» با آن چه مورد نظر برنامه NA است تطابق داده و اين استقلال گروهي را براي رشد گروه و انتقال پيام بهبودي به کاربريم. فراموش نشود که هرگروه آزادي اين را دارد که اگر احساس کند به گونه اي مخصوص قادر است هدف اصلي را مؤثرتر انجام دهد، آن را دنبال کند.


بعضي وقت ها از ما دعوت مي شود تا درجلساتي غير از جلسه محلي خود، خدمتي داشته باشيم و به صورت سخنران و يا گرداننده جلسه اي در منطقه اي ديگر، انجام وظيفه کنيم. دراين گونه مواقع، ممکن است با صحنه هايي درآن جلسات روبرو شويم که براي ما تازگي داشته باشد و يا حتي عجيب به نظر برسند. فراموش نکنيم که اين مهم نيست که يک گروه جلسه خود را به چه شکلي برگزار مي کند . NA فقط برروي اين اصل تأکيد مي کند که هدف و نقطه توجه تمام گروه هاي معتادان گمنام براين باشد که چطور از بيماري اعتياد نجات پيدا کنند. حتماً فرمت برگزاري آن جلسه پشتوانه اي به نام «وجدان گروه» دارد حتي اگر با آن چه ما تا کنون ديده ايم، متفاوت باشد. به اين چند مثال توجه کنيد :


  • من درجلسه اي خدمت داشتم و درهنگام تولد يکي از اعضا، با تعجب مشاهده کردم که دراين جلسه رسم است که راهنماي فرد مورد نظر چند دقيقه اي راجع به خصوصيات رهجويش صحبت کند.


  • درمرحله ديگري شاهد اين صحنه بودم که درهنگام قرائت متن «فقط براي امروز» جمله آخر متن را همه گروه با صداي بلند خواندند.


  • دريک جلسه ديگر که حدود 140 نفر شرکت کننده داشت، عين تعداد حاضر، پاکي خود را اعلام کردند و چيزي حدود نيم ساعت به اين امر اختصاص يافت.


  • درجلسه ديگري ده عضو تولد داشتند و با هزينه گروه و سبد سنت هفتم تعداد ده کيک بزرگ خريداري شده بود که بعد از جلسه هرنفر کيک خود را برداشت و عازم منزل شد.


  • دريک جلسه ديگر بعد از فوت کردن شمع ها، گرداننده جلسه چند دقيقه اي به گروه فرصت داد تا مراسم گل دادن وماچ و بوسه و تبريک صورت گيرد.


  • دربعضي از گروه ها جلسه معمولي را نيم ساعت زودتر تعطيل مي کنند تا جلسه اداري گروه برگزار شود.


آيا موارد فوق به بهتر منتقل شدن پيام بهبودي کمک مي کند؟


آيا دراين گونه موارد از سنت چهارم استفاده بهينه شده است؟


اين گونه پرسش ها را فقط وجدان گروه مربوطه مي‌تواند پس از رعايت تمامي سنت‌ها پاسخگو باشد.


بنابراين ما از اين که گروه هاي ديگر فرمت متفاوتي با فرمت گروه ما دارند ناراحت نمي شويم و استقلال گروه هاي ديگر را محترم شمرده و سنت چهارم آنها را آزاد گذارده تا پيام را به هرنحو که فکر مي‌کنند، بهتر منتشر مي‌شود در چهارچوب سنت‌هاي دوازده گانه،  منتقل کنند. اين آزادي خلاقيت گروه ها را قوي تر و اعضا را مسئوليت پذيرتر مي‌کنند.


فقط فراموش نمي‌کنيم که با آزادي و استقلال به دست آمده از سنت چهارم ما علاوه بر احتياجات گروه خودمان ، احتياجات کل NA را نيز درنظر مي گيريم .


اگر دقت کنيم درسنت چهارم محدوديت هايي هم براي به کاربردن اين استقلال گروهي در نظرگرفته شده است، بدينگونه که اين سنت ما را از گرفتن تصميماتي که برساير گروه‌ها و يا NA درکل اثرمنفي بگذارد، نهي مي کند. حال پرسش اين است که يک گروه چطور تشخيص دهد که مبادا تصميماتش اثرگذاري منفي داشته باشد. جواب اين پرسش درکتاب به روشني نقل شده است.


براي روشن شدن اين موضوع ما بايد رابطه بين سنت اول و چهارم را درنظر بگيريم.


سنت چهارم مي گويد : ما مستقل هستيم و سنت اول نيز مي‌گويد: ما جزئي از يک کل به مراتب بزرگ‌تر بوده و منافع مشترک ما بايستي در راس قرار گيرد.


طبيعي است که ما با توجه به مفهوم روحاني هردو سنت ، بين استقلال گروهي و مسئوليت حفظ همبستگي ، تعادل به وجود بياوريم و منافع NA در کل را برخواسته ها و منافع خودمان ترجيح دهيم به نحوي که ماهيت NA و تعريف گروه حفظ شود و استقلال گروهي را به گونه اي به کار بريم که باعث رشد و سرزندگي NA شود نه اين که با اتخاذ تصميمي عجولانه کل NA را زيرسؤال بريم.


ما بايد از منافع NA مثل يک امانت دار صادق محافظت کنيم و اين گوهر گران بها را که براي تا به اين جا رساندنش ، زحمت ها کشيده شده و خون دل ها خورده شده را مانند جان خود حفظ کنيم. تصميمات ما بايد روزبه روز به حسن شهرت NA کمک کند و درخدمت آن باشد درغيراين صورت اگر به خوش‌نامي NA لطمه‌اي وارد شود ، معتادان خواهند مرد.


درپايان و قبل از اين که به اصول روحاني نهفته دراين سنت اشاره اي داشته باشم بي ميل نيستم که درمورد شعار NA جهاني که مرتب به اعضا گوشزد مي گردد و لوگوي آن برروي نشريات و مجله NAWAy و به صورت آرمي ثابت منتشر مي شود را يادآوري کنم.


شعار NA جهاني اين است :


                                    OUR FREEDOM


                           OUR RESPONSIBILITY


به اين معني که آزادي ما، مسئوليت ماست.


 بنابرمفهوم اين شعارجهاني هم که شده بايد از آزادي و استقلال خود درسنت چهارم مسئولانه استفاده کنيم و متوجه باشيم که آزادي با مسئوليت همراه مي باشد.


گروه هاي ما به شرطي مي توانند از اين سنت بهره خوبي ببرند که به اصول روحاني نظير روشن بيني و اتحاد و گمنامي نهفته دراين سنت توجه کافي بکنند.


گروه مي تواند با به کاربردن اصل روشن بيني و فرانگري ، پذيراي روش هاي نو براي دسترسي به ساير معتاداني که درعذاب هستند ، باشد و اين ميسرنمي شود مگراين که به عقايد جديد توجه داشته باشيم و بدانيم که تنوع اعضا موجب غناي NA مي شود.


همان طور که قبلاً گفته شد گروه با توجه به رعايت اصل روحاني اتحاد و سنت اول مي تواند وارد تصميم گيري شود. استقلال گروه با توجه به منافع مشترک NA ميسر است و چه منفعت مشترکي بالاتر از اتحاد؟


با توجه به اصل روحاني گمنامي دراين سنت متوجه مي شويم که هيچ گروهي نبايدخود را بهترين و برترين قلمداد کند و بداند که درNA هرگروه ازموقعيت و اهميتي مساوي با ديگر گروه ها برخوردار است و همه گروه ها با به کاربردن اصول روحاني تبديل به شرکايي مساوي با ديگر گروه ها درمسير بازيابي هستند و اولين اصل حياتي براي NA حفظ همبستگي و اتحاد انجمن مي باشد.





 نقل از فصل نامه پيام بهبودي شماره 19

ديدگاه/سنت سه

ديدگاه سنت دو

ديدگاه/ سنت يک