• فارسي
  • English
روزشمار پاکي
فقط براي امروز
نشريات

نظرات ارائه شده در اين صفحه،تجربه شخصي يک عضو بوده و بديهي است نظر رسمي انجمن معتادان گمنام نمي باشد

سنت سوم:تنها لازمه ي عضويت تمايل به قطع مصرف است


قدم دوازده ما مي‌گويد: «... كوشيديم اين پيام را به معتادان برسانيم...» طبق يك قاعده كلي در انجمن، «ما فقط با ايثار آنچه كه داريم مي‌توانيم آنرا حفظ كنيم». بنا به تجربه، قوي‌ترين ابزار براي رساندن پيام بهبودي و انجام قدم دوازده گروه مي‌باشد. حال براي ما معتادان كه تحت تأثير «بيماري اعتياد» و عوارض آن كه به شكل رفتارهاي ضد اجتماعي بروز مي‌كند، بوده و اصولاً افرادي منزوي و گوشه‌گير و غيراجتماعي هستيم، چگونه اين امر امكان‌پذير خواهد بود؟

پاسخ در اين عبارت خلاصه مي شود: «درك و اجراي سنت‌ها»، چرا؟  چون سنت‌ها در واقع الگوهايي رفتاري براي زيستن و در كنار هم بودن در يك محيط جمعي بوده و توسط آن‌ها مي‌توانيم به شكلي مسالمت‌آميز، با هم بودن و با هم زيستن را تجربه كنيم.

سنت سوم، نخستين سنت از شش سنت مربوط به روابط عمومي انجمن‌ ما است و من تلاش مي‌كنم با بيان تجربه و درك خود، در حد بضاعتم و فضاي محدود اين مقاله، مختصراً آن را با شما مشاركت كنم.

«... سه اصل ضروري روحاني، صداقت، روشن‌بيني و تمايل مي‌باشند «هر بار كه به موقع به جلسه بروم، اين جمله را خواهم شنيد. طي اين چند سال ياد گرفته‌ام كه صادقانه خود را بررسي كنم و با روشن‌بيني در پي يافتن راه حل مشكلاتم بوده و تمايل به انجام آن را داشته باشم. «تمايل» عمل اصلي و اساسي براي حركت در راستاي دستيابي به هدف است. بدون تمايل نيل به هدف، غيرممكن خواهد بود.

اتفاقي كه در زندگي من افتاد، اين بود كه طي سال‌ها تحمل درد و رنج ناشي از مصرف مواد مخدر و رفتارهاي اعتيادي، خسته شده و ضرورت قطع مصرف را حس كردم. من تمايل پيدا كردم تا قطع مصرف كنم و پس از آن بود كه سرانجام جايگاهي را يافتم تا بتوانم پاك زندگي كنم. من زندگي پاك و روحاني را يك هدف مقدس مي‌نامم. حقيقتي در اين ماجرا نهفته است، كسي كه سال‌ها مواد مخدر مصرف كرده و تقريباً همه چيز خود را از دست داده، نه پولي براي پرداخت حق عضويت دارد، نه وضع ظاهري مرتبي تا خودي نشان دهد، نه جايگاه اجتماعي مناسبي تا با آن وجهه‌اي كسب كند و نه تقريباً هيچ چيز ديگر! تنها به صرف علاقمندي به تجربه يك زندگي جديد و بدور از هرگونه ماده مخدر مي‌تواند در اين انجمن با ديگران همراه شده و در تجارب آن‌ها در يافتن يك زندگي جديد، شريك و سهيم باشد و در كنار اعضاء، اين راه را طي كند. اين حقيقت از همان روزهاي اول بر من آشكار شد. وقتي در جلسات عنوان مي‌شد كه :«... براي ما مهم نيست كه چه چيز و چقدر مصرف كرده‌ايد، دارايي و نداري شما براي ما بي‌تفاوت است، هر كس مايل باشد مي‌تواند بدون در نظر گرفتن سن، مذهب، نژاد و جنسيت به ما بپيوندد...» نور اميدي به دلم تابيد و اميد در من تقويت شد. با خود گفتم كه جايي هم براي من در اين جا هست. همه اين‌ها به بركت اجراي سنت سوم در انجمن معتادان گمنام اتفاق افتاد. اعضاي قديمي‌تر از من مي‌دانستند كه: «تنها لازمه عضويت، تمايل به قطع مصرف است.»

سنت سوم از من به عنوان يك عضو چه مي‌خواهد؟

سنت سوم در وهله اول با مطرح كردن تمايل به عنوان تنها لازمه عضويت، هر گونه پيش شرط و قيد و بندي را منتفي اعلام مي‌كند چرا؟ چون تمايل يك حس دروني است كه به هيچ عنوان از بيرون، قابل شناسايي و ارزيابي نمي‌باشد. هيچ‌كس با هر مقدار پاكي و تجربه در بهبودي، قادر نخواهد بود درون انسان ديگري را جستجو كرده تا احتمالاً پي به وجود تمايل در او ببرد. به چه دليل؟ چون ما خدا نيستيم. اصل روحاني تواضع به ما ياد آوري مي‌كند كه قضاوت را به خداوند بسپاريم. حال سؤال ديگري پيش مي‌آيد:

من در راستاي اجراي سنت سوم چه نقشي مي‌توانم ايفا كنم؟

به عنوان يك عضو، وظيفه من اين است كه كمك كنم تا چراغ جلسات روشن بماند و در جلسه به روي هر كس كه علاقمند به تجربه راه ما است، باز باشد و من مي‌توانم با بيان صادقانه تجارب خود، چه از دوران بيماري و چه در دوران بهبودي، چون بادبزن، آتش اشتياق تازه واردان را شعله ور كنم. همين و بس. يعني من با نحوه عملكرد و برخورد مناسبم با يك تازه وارد مي‌توانم شوق ولو ناچيزي كه در او ممكن است يافت شود را بيشتر كنم.

اما اين موضوع تنها يك روي سكه سنت سوم است. من بارها اين جمله را شنيده‌ام كه: «اين برنامه مخصوص كساني نيست كه به آن احتياج دارند بلكه برنامه براي كساني است كه خواهان آن هستند، كساني كه طالب آنچه كه ما داريم هستند و حاضرند براي بدست آوردندش كوشش كنند...».

مي‌دانيم كه تمايل يك حس دروني است و كسي قادر به شناسايي و ارزيابي آن حس، در درون ديگران نيست. ما فقط مي‌توانيم در ديگران ايجادانگيزه كنيم، هر كس خود بايد به آن نقطه برسد كه تمايل به قطع مصرف را پيدا كند. در اين خصوص هم وظيفه ما، آن گونه كه قدم دوازده  از ما مي‌خواهد اين است كه آماده خدمت باشيم و در دسترس، تا هرگاه معتادي درخواست كمك كرد، بتوانيم به او كمك كنيم. وظيفه ما به عنوان يك عضو انجمن معتادان گمنام، آگاهي و شناخت بيشتر از اين اصول و اجراي دقيق‌تر و متعهدانه‌تر آنها، چه در انجمن و چه در بقيه قسمتهاي زندگي است. سنت‌هاي ما با درك و اجرايشان كاربرد پيدا مي‌كنند. اين‌ها هر دو مكمل يكديگر هستند. بدون هر يك از آنها، نتيجه‌اي در كار نخواهد بود، چون فايده سنت‌ها در اعمال و رفتار و زندگي ما متجلي مي‌شوند. با درك و رعايت جدي‌تر سنت‌ها مي‌توان رفتاري متعهدانه‌تر نسبت به اصول بازيابي برنامه معتادان گمنام را به اجرا درآورد.

در پايان از نيروي برتر خودم درخواست دارم تا مرا در درك و اجراي سنت‌ها ياري نمايد و از همه شما به خاطر فرصت خدمتي كه در اختيارم قرار داديد، صميمانه سپاسگزارم.

 

سنت سوم: خوش آمديد

قدم‌هاي دوازده گانه‌ي انجمن معتادان گمنام راهكاري ساده براي ما معتادان است كه ميل به درست زندگي كردن را در ما زنده كرده و با كاركرد اين قدم‌ها، تحولي عظيم در زندگي‌مان رخ داده است كه سال‌هاست همگي ما در مورد آن سخن مي‌گوييم و سپاسگزاريم و باز نمي‌توانيم حق مطلب را ادا كنيم. با كاركرد اين قدم‌ها ما هر روز بيشتر به هم نزديك شديم و به اهميت حضور يكايك‌مان در زندگي يكديگر پي برديم.

ما محتاج حمايت از همديگريم و بدون اين حمايت ما معتاداني تنها خواهيم بود. اكثرما بهبودي خود را از داخل انجمن آغاز مي‌كنيم، به اين معني كه بعد از سال‌ها انزوا به جمع دوستان در جلسات مي‌پيونديم، اعتماد را از نو در ارتباطاتمان با راهنما  و دوستان بهبودي تمرين مي‌كنيم و ‌آن‌ها نيز آن قدر ما را مي‌پذيرند كه به مرور پذيرش خود را فرا گيريم، در انجمن است كه اعتماد به نفس از دست رفته احيا مي‌گردد و دير يا زود و به مرور هركدام از ما همين اصول را به تمام جنبه‌هاي ديگر زندگي‌مان مي‌بريم و بهبود مي‌يابيم.

به راستي بدون حضور اعضايي كه انجمن معتادان گمنام را تشكيل مي‌دهند، آيا خود نام انجمن معنايي دارد؟ يا باعث بهبود حال يك معتاد در حال عذاب مي‌شود؟ اكثر ما بارها گفته‌ايم كه من به تنهايي نمي‌توانم و مي‌دانيم كه اهميت اين موضوع به قدري است كه بهبودي شخصي همه ما را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد.در اين راستا ما تجربه‌هاي غني و ارزشمندي را كسب كرده‌ايم كه به سنت‌هاي دوازده‌گانه NA معروف است.

اصولي روحاني و غيرقابل تغيير كه باعث مي‌شود بتوانيم در اين مسير و در كنار يكديگر به بهبودي‌مان ادامه دهيم و فشارهاي داخلي ما را پراكنده و متفرق نسازد و هم‌چنين فشارهاي خارجي ما را منحرف نكند. سنت‌هايمان بسيار ساده اما كارآمد مي‌باشند.

هركدام از ما انسان‌هايي متفاوت هستيم كه به علت بيماري اعتياد و به ناچار در انجمن معتادان گمنام به يكديگر پناه آورده‌ايم. هر يك از ما زندگي متفاوتي را داشته‌ايم. در دوران مصرف مواد مخدر متفاوتي مصرف كرده‌ايم، عجزهاي متفاوتي تجربه كرده‌ايم، سنين مختلفي داريم، سال‌هاي تخريب متفاوتي را سير كرده‌ايم، اخلاق مخصوص به خود را داريم، نواقصي متفاوت و ...

اما آيا همه اين تفاوت‌ها مي‌تواند مانعي براي درك به تمام معناي يكديگر باشد؟ تجربه ما خلاف اين موضوع را ثابت مي‌كند.

مثالي كه در اين مورد صدق مي‌كند، سفر كشتي بهبودي است روي موج‌هاي نابودگر بيماري اعتياد. در اين كشتي شايد از هر قشري از جامعه حضور داشته باشد اما اكنون كه آنها در مشكل و هم‌چنين در راه حل با هم مشتركند، ديگر تمام تفاوت‌ها به كناري مي‌رود و تنها بحث مطرح نجات از اين درياي طوفاني است. در ضمن همين تنوع ماست كه باعث شده كه هر معتادي كه به جلسات ما مي‌آيد بتواند پيام بهبودي را به ساده‌ترين شكل ممكن دريافت كند با وصف تمام تفاوت‌ها، همگي ما درد و رنج ناشي از بيماري اعتياد را تجربه كرده‌ايم و راه مشتركي را براي درمان پيدا كرده‌ايم كه با هم بودن در آن نقشي حياتي دارد. در اين ميان تصور كنيد كه در اوايل شكل گرفتن انجمن، اعضاي اوليه تصميم مي‌گرفتند كه فقط عده‌اي خاص از معتادان حق شركت در جلسات بهبودي انجمن را داشته باشند يا هر شرط و شروط ديگري كه عضويت در انجمن را محدود به عده‌اي خاص از معتادان مي‌كرد. گمان مي‌كنم در آن صورت نه من مجال نوشتن اين مطالب راداشتم و نه شما مجال خواندن آنرا. چرا كه شايد در آن صورت ما واجد شرايط عضويت در انجمن نبوديم و بايد با عاقبت تلخ خود روبرو مي‌شديم. سنت سوم باعث گستردگي جهاني انجمن معتدان گمنام بدون هيچ محدوديتي شد و از اين بابت خدا را شاكريم.

حال اگر دقيق‌تر به سنت سوم بنگريم و وارد وادي تجربه شخصي هر كدام از اعضا شويم و آن را با كليت اين سنت در نظر بگيريم، متوجه عظمت و روحانيت ناب اين سنت مي‌شويم.

گاهي اعضاي تازه واردي را ديده‌ام كه در اوايل ورودشان به انجمن حالتي تدافعي از خود نشان داده‌اند و برخلاف آن چيزي كه در برنامه ما وجود دارد، عمل كرده‌اند. با خود گفته‌ام كه اين شخص نمي‌تواند در انجمن باقي بماند چرا كه هنوز گذشته‌اش را با خود حمل مي‌كند. از طرف ديگر اعضاي تازه واردي هم بوده‌اند كه سر جنگ با هيچ كس نداشته‌اند و آرام در جلسات نشسته‌اند و در هنگام مشاركت، عجز‌ها و درماندگي‌هايشان را تعريف مي‌كردند كه تكان دهنده بوده و از صميم قلب متأسف مي‌شدم و از طرفي هم به خاطر تجربه نكردن اين مصائب از خداوند سپاس‌گزار بودم و در مورد اين عضو نيز مي‌گفتم كه آن عضو تا آخر سياه چال اعتياد سقوط كرده است. اما پس از مدتي خلاف نظرم را با چشم خود ديده‌ام كه عضو اول به مرور برنامه‌ي انجمن را تجربه كرده است و در حال بهبودي است و با ناباوري عضو ديگر را كه روانه عاقبت تلخ خود شده است. اكنون به تجربه مي‌دانم كه انجمن ما جاي قضاوت كردن در مورد بيماري و بهبودي، ماندن و نماندن و تمايل و يا عدم تمايل اعضاي ديگر نيست. گاهي توقع داشته‌ام كه تازه‌واردان درك امروز مرا از برنامه داشته باشند و گاهي با اندكي تخفيف، خواسته‌ام كه همچون اوايل بهبودي خودم عمل كنند. غافل از اين كه آنها زندگي خود را تجربه مي‌كنند و قرار نيست كه ما كپي‌هايي دقيق از يكديگر باشيم. نحوه زندگي، شرايط خانوادگي، تنوع تربيت‌ها، تعدد باورها و هر آن چه به فرديت فرد مربوط مي‌شود، با ديگري متفاوت است و قضاوت پيش‌داوري در مورد آن‌ها بيهوده و غيرمنصفانه به نظر مي‌رسد.

بهترين راه ممكن براي ابراز نيت خير ما نسبت به تازه‌واردان در آغوش گرفتن و خوشرويي و خوش‌آمدگويي است. بسيار پيش آمده كه افرادي از روي كنجكاوي سري به جلسات ما زده‌اند و همين خوش آمدگويي گرم آن‌ها را جذب برنامه كرده است. ما ياد گرفته‌ايم كه معتاد را به زور وارد برنامه بهبودي خود نكنيم، اما معتادي كه با تمايل خود به جلسات مي‌ايد، هر چند كه مصرف كننده هم باشد را با گرمي بپذيريم و از او استقبال كنيم. مصرف مواد مخدر هيچ گونه توجيه عقلي ندارد اما يافتن توجيه از جانب يك فكر بيمار كه به دنبال بهانه‌اي براي اثبات عدم كارآيي برنامه براي خود است، بسيار ساده است و تنها كافي است ما به گونه‌اي عمل كنيم كه به او القا شود كه اين برنامه براي او كار نمي‌كند. خدمت به معتادي كه سوابق گذشته و نوع و شرايط زندگي‌اش بيشتر از خود بيماري او مد نظر باشد، تقريباً غيرممكن است. محبت كردن به فرد معتاد، بدون در نظر گرفتن هر نوع شرايطي كه داشته يا دارد، باعث اتحاد هرچه بيشتر و خدمات باارزش‌تر و گسترده‌تر و تمركز بر هدفي كه همگي ما به صورت جمعي به دنبال آن هستيم، مي‌شود نحوه برخورد با نوجواني كه تازه‌وارد انجمن شده يا عضوي كه جديداً به عر علتي خدمتش را رها كرده است، يا عضو ديگري كه بدليل شرايط شغلي‌اش خيلي كم به جلسات مي‌آيد يا به تازگي بعد از چندين بار لغزش دوباره شروع به آمدن به جلسات كرده است يا ... تمامي اين اعضا و اعضاي ديگري كه به هر علتي احساس مي‌كنيم با ما متفاوتند، به هر حال داراي بيماري اعتيادند، همان بيماريي كه ما را وارد انجمن كرد و ديگر بار و ديگر بار كار ما خوش‌رويي‌و خوش‌آمد‌گويي به آنهاست، اگر مي‌خواهيم كه اصول سنت سوم را رعايت كنيم. اما اين موضوع را با اين طرز فكر كه «هر كس به هرگونه‌اي كه دوست داشته باشد در انجمن ما مي‌تواند عمل كند و تنها لازمه‌ي عضويت تمايل به قطع مصرف مواد مخدر است، «مغايرت دارد پايبندي به اصول برنامه انجمن معتادان گمنام فراتر از عضويت در اين انجمن است. يك  شهروند هرگز در فكر خسارت زدن به شهر خود نيست، چرا كه در آن صورت مسئله در مورد يك فرد نمي‌باشد بلكه صحبت از يك شهر و شهروندان در ميان است.

ما در هر جمعي كه قرار مي‌گيريم، ملزم به رعايت قوانين آن هستيم. اين مسئله درمورد انجمن ما به گونه‌اي ديگر است و با قوانين اجتماعي اندكي متفاوت مي‌باشد.اين سنتهاآموزه هايي از اصول روحاني مادرارتباط بايکديگر گروه‌ها و NA در كل و همچنين در ارتباط با جامعه مي‌باشد اما عدم درك و اجراي همين اصول ساده توسط اعضاء مشكلاتي را به بار آورده كه امنيت و بهبودي‌مان را به مخاطره مي‌اندازد. ما جزيي از جامعه خود هستيم و تابع قوانين اجتماعي آن و گروه‌هاي ما نيز در اصل جزئي از همين جامعه مي‌باشند. با درك و رعايت اين اصول در تمام زمينه‌هاي مختلف زندگي بيشتر و بيشتر به اين نوع نگرش نزديك مي‌شوم كه زندگي كنيم و بگذاريم ديگران نيز زندگي كنند. البته در مقابل اصول اساسي سنت سوم، اين موضوع يك جنبه بسيار جزئي‌ست و تنها دليل بيان آن در اينجا عدم سوء تعبير اعضاي انجمن است كه بدانيم هرگز اين سنتها ما را به هرج و مرج دعوت نمي‌كند.

«هرج و مرج» يعني همان علائم و عوارض بيماري اعتياد كه موجب شد ما را مجرم قلمداد كنند، امروز به لطف خداوند و كاركرد اصول برنامه NA، ديگر برخلاف ميل‌مان ناهنجار نيستيم و از اصولي تبعيت مي‌كنيم كه زندگي‌مان را با نشاط و سالم كرده است. در اين راستا سنت سوم حكم جوانه‌هاي در حال رشد خدمات ما به عموم معتادان دنيا را دارد تا چشم‌انداز جهاني انجمن ما به تحقق بپيوندد:» باشد كه هر معتادي در هر جاي دنيا بتواند با زبان و فرهنگ خود پيام انجمن را دريافت كند. «به نظر شما آيا بدون رعايت سنت سوم مي‌توان به اين رويا دست يافت؟..» امروز من درك كرده‌ام كه واقعاً دو راه بيشتر ندارم يا حركت در مسير روحاني يا ... اميدوارم كه همگي بتوانيم كنار يكديگر به معتاداني كه در عذابند كمك كنيم.



 نقل از فصل نامه پيام بهبودي شماره 18

ديدگاه سنت دو

ديدگاه/ سنت يک