• فارسي
  • English
روزشمار پاکي
فقط براي امروز
نشريات

نظرات ارائه شده در اين صفحه،تجربه شخصي يک عضو بوده و بديهي است نظر رسمي انجمن معتادان گمنام نمي باشد

سنت دوم: «در رابطه با هدف گروه ما،تنها يك مرجع نهايي وجود دارد، خداوندي مهربان كه به گونه ممكن خود را در وجدان گروه بيان مي‌كند. رهبران ما خدمت‌گزاران مورد اعتماد ما مي‌باشند، آنها حكومت نمي‌كنند.»

سنت‌ها بعنوان منبعي براي گروه‌ها و يكايك اعضاء قابل استفاده مي‌باشد. «چگونگي عملكرد»

از خداوند مهربان سپاس گزارم كه فرصتي دوباره براي زندگي به من هديه داد و از برنامه معتادان گمنام تشكر مي‌كنم كه به لطف اصولش به جاي درد و رنج بيماري اعتياد، آرامشي نسبي در زندگي و افكارم جاري است و از مجله «پيام بهبودي» و «خدمت‌گزاران آن ممنونم كه امكان برقراري ارتباط با همدردان عزيزم را توسط اين مقاله كه برداشت و تجربه‌ام از سنت دوم مي‌باشد، فراهم كردند. آنچه را كه در اين صفحه مي‌خوانيد، صرفاً شايد عملكردم نباشد كه حتماً هم اين چنين است ولي سعي مي‌كنم از منابعي كه براي هدايت روحاني در اختيارم است در جهت انتقال تجربه به دوستان همدردم استفاده كنم.

در سال‌هاي متمادي مصرف مواد و فعاليت بيماري اعتياد كه از زندگي اجتماعي و انساني فاصله‌اي طولاني پيدا كرده و در تاريكي‌هاي تنهايي و انزوا دست و پا مي‌زدم و دركي از يك زندگي ساده و سالم در كنار جمع نداشتم، معيارهاي زندگي اعتيادم متشكل از اراده شخصي و تضادهاي خودمحورانه ناشي از بيماري‌ام بود كه بطور ملموسي تمام علائم حيات در وجودم را محو كرده و تنها جسمي بي‌روح، پريشان و دلي نگران با خستگي‌ها و درد و رنج‌هاي بيماري اعتياد عايدم بود. وقتي از يكي از اعضاي NA، پيام ساده و شفافي را گرفتم كه لازم نيست از بيماري اعتياد بميرم و راهي براي پاك زندگي كردن وجود دارد، با ناباوري به جلسات معتادان گمنام پناه آوردم. اولين روزهاي ورودم، توأم با شك و ترديد بود. چشم‌هايم پرسشگر و كنجكاو و چون هميشه دنبال راه‌حل‌هاي دارويي مي‌گشتم و باور داشتم كه اعتياد صرفاً با اولين بار مصرف شروع و با قطع مصرف پايان مي‌يابد. تمام دريافت و شناخت ايده‌هاي روحاني و آشنايي با واقعيت بيماري‌ام و نيز آشنايي با قدم‌ها و سنت‌ها در برنامه NA برايم اتفاق افتاد. به مرور درك من از زندگي كردن در جمع نگاه تازه‌اي به همراه آورد كه خودخواهي‌هايم را كم‌رنگ مي‌كرد. در ابتداي هر جلسه در گوشم زمزمه خواندني‌ها اين نجوا را به همراه داشت كه شركت مستمر در جلسات به ما كمك مي‌كند كه پاك بمانيم و در تمام صفحات كتاب‌ها و نشريات معتادان گمنام، تنها يك وعده داده شده بود كه با كاركرد قدم‌ها و اجراي اصول روحاني، در زندگي فردي و اجتماعي  به مرور به فردي مسوول، سازنده و قابل قبول براي اجتماع خود تبديل شده و در كل، رهايي از بيماري اعتياد و آزاد زندگي‌كردن را تجربه مي‌كنيم.

جاذبه‌هاي جلسات بهبودي در ماه‌هاي اول فقط در مشاركت‌هاي بهبودي بود. كلماتي كه سرشار از اميد و روشني بود. ادبياتي كه با احساس و روحم همخواني داشت. از دوستي‌هاي پايدار مي‌شنديم و صحبت‌هايي كه نشانه عشق و خدمت بود. فقط در يك جلسه آمار گرفتم كه با كلماتي تقريباً مشابه، بيش از چهل بار نام خداوند و تشكر از هديه‌اش به گوش رسيد. همه اين‌ها شعله اشتياق به يك زندگي جديد را در وجودم شعله‌ور مي‌كرد وگرنه من كجا و نزديك‌شدن به جمعي كه نمي‌شناختم كجا! امروز باورم اين است كه همه همدردانم را در سرتاسر دنيا مي‌شناسم و دوستشان دارم. نمي‌دانم چرا؟ فقط مي‌دانم حضور آنها، جمع آنها، كلمات آنها، تجربه آنها و در كل عشق آنها كمك كرد تا امروز پاك بمانيم.

اولين مرحله بعد از قرار گرفتن در فضاي بهبودي و جلسات و آشنايي با قدم‌ها، مرحله نزديك شدن به افكار ديگران بود، چيزي كه هيچ وقت در باورم نمي‌گنجيد. هيچ موقع گوش شنوايي براي شنيدن ايده‌هاي مخالف و نقطه‌نظرها و پيشنهادهاي ديگران نداشتم ولي در جلسات اداري به مرور، رويدادهاي جديد برايم رخ داد. چقدر بابت اين كه نظرم را به جمع تحميل كنم، لجاجت و پافشاري مي‌كردم. سرخ مي‌شدم، فرياد مي‌زدم، قضاوت و پيش‌داوري مي‌نمودم. ولي با آشنايي و درك سنت‌ها همه زمينه‌هاي احترام به تصميمات جمعي در باورهايم نهادينه شد. امروز درك من از سنت‌ها با روزهاي اول خيلي متفاوت است. اوايل به سنت‌ها به عنوان قوانين لازم‌الاجرا نگاه مي‌كردم ولي در خدمت‌هاي گروهي، مسئله برايم از بايدها و نبايدها فراتر رفت و اصول روحاني نهفته در سنت‌ها كمك كرد تا رشد كنم آن هم رشدي روحاني و اين كه بتوانم پذيراي همه نقطه‌نظرات مختلف در سطح گروه، خانواده و جامعه‌ام باشم و نيز فهم اين كه جهت رسيدن به يك درك مشترك با ديگران براي داشتن زندگي مسالمت‌آميز و گروهي، روشن‌بيني و آموزش پذيري و نگاه واقع‌بينانه جزء ضروريات بهبودي است. من به عنوان يك بيمار (معتاد) راه حل تمام مشكلات را نمي‌دانم و تنها در تبادل نظرات جمعي مي‌توانم در مسير راه‌حل‌ها زندگي كنم، نه در طريق مشكلات. حقيقت بهبودي امروز برايم اينچنين تعريف شده كه بهبودي خودش را در خدمت خالصانه و صحيح، نمايان مي‌كند و بيماري در خودمحوري. احترام و پذيرش خرد جمعي كه حتي اگر احساس كنيم عليرغم ميل ما است و يا شايد اشتباه باشد، نتيجه كاركرد سنت دوم است. آن چه در اين سنت به نام خشن‌ترين ابزار براي رسيدن به فهم مشترك مي‌نامند، رأي‌گيري است و چقدر خوب است در جلسات اداري وقت كافي براي بررسي تمام پيشنهادها داده شود و چقدر ايده‌آل است كه همه اعضاي گروه متعهد به شركت در جلسات اداري باشند وگرنه چنانچه نسبت به سرنوشت گروه بي‌تفاوت باشيم، خواه ناخواه زمينه شخصيت‌پردازي و اعمال نظر فردي و نه نظر گروهي فراهم مي‌شود. در نتيجه بي‌تعهدي من به جلسات اداري، زمينه انتخاب خدمت‌گزاراني بدون ويژگي‌هاي خدمتي و يا خدمت بر پايه بيماري كه همان جايگاه حكومتي است، فراهم مي‌شود. چنين خدمتگزاري چون در جلسات اداري با باندبازي و اعمال نفوذ انتخاب شده و وجدان بيدار اعضا گروه در روند فهمي مشترك، شركت نداشته، انگيزه‌اي براي پاسخگويي ندارد و چون دركش از خدمت خودخواهانه است و حكومتي برخورد مي‌كند، فضاي بهبودي جلسه تبديل به فضاي ناسالمي شده و رنجش‌ها جايگزين دوستي‌ها مي‌شود. رأي گيري، آخرين ابزار براي رسيدن به فهم مشترك بوده، پس ابتدا بايد موضوعات و چالش‌هاي پيش رو مشخص و گروه و جمع راجع به آن بحث و گفتگو كنند تا زمينه‌هاي قبول بهترين ايده براي همه اعضا فراهم شود. فهمي كه منافع جمع را در نظر بگيرد، تصميمي است كه با مرجعيت خداوند مهربان اتخاذ شده و گروه را به مسير درست راهبري مي‌كند.

كاركرد سنت‌ها از جمله سنت دوم در زندگي اجتماعي و در خانواده و محيط كار مي‌تواند مرا از اشتغال فكري و انزوا، نجات بدهد و بايدهميشه به خودمتذکرشوم که بارجوع به منبع نيروي بيکران هستي در هر زمان و مكان، زمينه‌هاي آموزش‌پذيري و تسليم را تمرين كنم و نيز مي‌توانم به مرور خدمت و زندگي سالم در جمع و جامعه را تجربه كنم. چون هر چه بيشتر از نقطه‌نظرات خودخواهانه خود فاصله بگيرم و به عقايد و نظرات جمع توجه كنم، با كمي تأمل و مشورت با خداوند مهربان، به درك مشتركي با اطرافيانم مي‌رسم كه البته نشان دهنده بيداري روحاني من است.

هر زمان در جمع زندگي كردن همراه با رعايت اصول روحاني باشد و منافع جمعي در نظر گرفته شود و نه تنها خود، رهايي از بيماري اعتياد قابل لمس است و اگر غير از اين باشد، پافشاري، بر نقطه نظرات، عقايد و تمايلات شخصي و حاكميت اراده شخصي‌ام را مي‌توانم در اعمال و رفتارم مشاهده كنم. نواقصي كه حاصل آنها دورشدن از اصول اخلاقي و پديدار شدن روحيه سلطه‌جويي و پرخاشگري است كه بيمار اعتياد زمينه آن را برايم فراهم كرده است. آنگاه به جاي زندگي دوستانه در جمع، ناسازگاري با دنياي اطراف و زخم خوردن از تفكر بيمارم و گيرافتادن در خلوت و انزوا كه حاصل چسبيدن به هواي نفس است، نصيبم مي‌شود. وقتي كه شتابزده تصميم مي‌گيرم، چه در گروه باشد و چه در محيط اجتماعي و خانوادگي، حضور نيروي برتر را نمي‌توانم در تصميماتم دخيل كنم ولي وقتي در گروه زمينه ابراز هر نظري براي گفتگو و رسيدن به درك مشترك فراهم شود، حضور نيروي برتر و مرجعيت خداوند مهربان احساس مي‌گردد. در جايگاه خدمت اگر رعايت اصول برنامه و گفتمان نباشد، خواه ناخواه به جاي در نظر گرفتن ويژگي‌هاي درست خدمت‌گزار، رابطه‌ها و دوستي و غيره ملاك انتخاب مي‌شود و در آن صورت تجربه نشان داده كه در ساختار خدماتي و چه در خدمات گروهي‌مان، با چالش روبرو مي‌شويم. وجدان بيدار و آگاهي روحاني، بزرگ‌ترين هديه‌اي است كه در سالهاي طولاني مصرف و در تاريكي اعتياد، هيچ گاه نتوانستم به آن دسترسي پيدا كنم و امروز به لطف و محبت خداوند مهربان، اين هديه وسيله‌اي است براي زندگي روحاني كه در هر لحظه از زندگي‌ام اثرگذار است.

با رعايت اين سنت در سطح گروه به مشكلات گروه‌مان مي‌انديشم و در سطح زندگي بيشتر به مشكلات ديگران فكر مي‌كنم و باور دارم كه زندگي‌ام، بهبودي‌ام، و مشكلاتم با اراده خداوند مهربان به بهترين شكل ممكن اداره و حل و فصل مي‌شود. نگراني‌هايم به مرور كم‌رنگ شده و در عوض اميد و ايمانم به تنها تكيه‌گاهم، بيشتر مي‌شود. ايمان عميق قلبي دارم كه خداوندي كه ما را به اين برنامه هدايت كرده، در پيچ و خم‌ها و فراز و نشيب‌هاي اين مسير به ما كمك مي‌كند و مهم نيست كه هر كدام از ما معتادان از كجا آمده‌ايم، بلكه مهم اين است كه همگي به سوي نور و روشنايي در حركت هستيم و در طي اين مسير به اعضاي معتادان گمنام اعتماد مي‌كنم. آن‌ها انسان‌هاي كاملي نيستند ولي در NA تنها اميد من هستند.

به هر حال و به مرور هر حركتي كه با زمينه خدمت و در رابطه با هدف گروه تعريف مي‌شود، بايد از فهم مشترك گروه سرچشمه گرفته باشد و گرنه اين حركت نمي‌تواند خيرخواهانه بوده و به منافع جمع كمك كند. حتي اگر نيت‌ها خير بوده ولي رعايت اصول به همراهش نباشد، چون وجدان واقعي گروه را بدنبال ندارد، القا كننده اراده شخصي است. ياد مي‌گيرم در جلسات اداري، نقطه‌نظرات و پيشنهادهايم را كه احساس مي‌كنم به دور از غرايض شخصي است، مطرح كنم و قبول يا رد آن با نظر گروه است. تلاش و جنگ براي به كرسي نشاندن عقيده شخصي‌ام بر گرفته از بيماري اعتياد است و رشد و رهايي گروه با رعايت اصول روحاني و حضور مؤثر افراد متعهد به گروه خانگي‌شان اتفاق مي‌افتد. با درك و كاركرد سنت دوم، پايان تنهايي‌هاي هر معتادي رقم مي‌خورد. مي‌توان در گروه رشد كرد، دوستي‌هاي پايدار و عاشقانه‌اي داشت و در عين حال مخالف نظرهاي ديگران راجع به هر چيزي بود ولي ناسازگاري نكرد و در موضع تحميل عقايد و نظرات به گروه و جامعه قرار نگرفت.

امروز آزادي و رهايي از بيماري اعتياد يك رؤياي دست‌نيافتني نيست، بلكه با درك و اجراي سنت‌ها و قدم‌ها و اصول روحاني برنامه معتادان گمنام، قابل دسترسي است.

 نقل از فصل نامه پيام بهبودي شماره 17


ديدگاه/ سنت يک