آیا من یک معتاد هستم ؟

تنها شما ميتوانيد به اين سوال پاسخ دهيد.

شايد اين کار چندان آسان نباشد . ما در تمام دوران مصرفمان مي گفتيم: من مي توانم از پس مواد بر آيم . اين گفته حتي اگر در ابتدا حقيقت داشت ،حالا ديگر چنين نيست.مواد مخدر ما را زير سلطه خود در آورد.مازندگي ميکرديم که مصرف کنيم و مصرف مي کرديم که زندگي کنيم.خيلي ساده معتاد،فردي است که زندگي اش در اختيار مواد مخدر باشد.

شايد شما اقرار کنيد که با مواد مخدر مشکل داريد،ولي خود را معتاد ندانيد. همه ما پيش داوري هايي در مورد معتاد بودن داريم .معتاد بودن اصلا” شرم آور نيست،منتهي هنگامي که اقدامات مثبتي در اين زمينه آغاز کرده باشيد.اگر احيانا”مشکلات ما برايتان آشناست ،شايد راه حل ما نيز را مناسب خود ببينيد.سوال هاي زير را معتاداني طرح کرده اند که در معتادان گمنام در حال بهبودي هستند.اگر ترديد داريد که معتاد هستيد يا نه،چند دقيقه وقت بگذاريد و اين سوال ها را بخوانيد،و تا جايي که مي توانيد صادقانه به آنها پاسخ هيد.

۱-    آيا هيچ گاه به تنهايي مواد مخدر مصرف مي کنيد؟

۲-    آيا هيچ گاه ماده مخدري را جايگزين ماده ديگري کرده ايد،با اين تصور که فقط يک نوع ماده خاص براي شما مشکل آفرين بوده است؟

۳-    آيا هيچ گاه براي به دست آوردن نسخه پزشک جهت تهيه دارو هاي مخدر مجاز،متوسل به دروغ گويي و فريب کاري شده ايد؟

۴-    آيا هيچ گاه ماده مخدري را دزديده ايد،يا براي خريد آن دزدي کرده ايد؟

۵-    آيا معمولا”موقعي که از خواب بيدار مي شويد يا ميخواهيد بخوابيد مواد مخدر مصرف مي کنيد؟

۶-    آيا هيچ گاه از ماده مخدر براي خنثي کردن اثرات ماده ديگري استفاده کرده ايد؟

۷-    آيا از افراد يا جاهايي که در آن مصرف مواد مخدر را ناپسند ميدانند،دوري مي کنيد؟

۸-    آيا هيچ وقت در اثر مصرف مواد مخدري که نميدانستيد چيست و چه تاثيري دارد مصرف کرده ايد؟

۹-    آيا هيچ وقت بر اثر مصرف مواد مخدر ،در فعاليت هاي شغلي يا تحصيلي شما خللي ايجاد شده است؟

۱۰-    آيا هيچ وقت به دليل جرم هاي مرتبط با مواد مخدر دستگير شده ايد؟

۱۱-    آيا هيچ وقت در باره مقدار يا نوع ماده مخدري که مصرف مي کنيد دروغ گفته ايد؟

۱۲-    آيا خريد مواد مخدر را نسبت به ساير مسئوليت هاي مالي خود در اولويت قرار مي دهيد؟

۱۳-    آيا هيچ وقت کوشش کرده ايد مصرف خود را محدود يا متوقف کنيد؟

۱۴-    آيا هيچ وقت به دليل مصرف مواد مخدر در زندان،بيمارستان يا مراکز بازپروري بوده ايد؟

۱۵-    آيا مصرف مواد مخدر روي خواب يا اشتهاي شما تاثير دارد؟

۱۶-    آيا تصور اين که مواد مخدر شما تمام شود برايتان وحشتناک است؟

۱۷-    آيا احساس مي کنيد زندگي بدون مواد مخدر براي تان غير ممکن است؟

۱۸-    آيا هيچ وقت به سلامت عقل خود شک کرده ايد؟

۱۹-    آيا مصرف مواد مخدر زندگي خانواده شما را سرد و تيره کرده است؟

۲۰-    آيا هيچ وقت احساس کرده ايد بدون مصرف مواد مخدر در جمع راحت نيستيد،يا به شما خوش نخواهد گذشت؟

۲۱-    آيا هيچ وقت به دليل مصرف مواد مخدر حالت تدافعي، احساس گناه يا شرم داشته ايد؟

۲۲-    آيا به مواد مخدر زياد فکر مي کنيد؟

۲۳-    آيا تا به حال دچار ترس هاي بي دليل و ناشناخته شده ايد؟

۲۴-    آيا مصرف مواد مخدر بر روابط جنسي شما تاثير گذاشته است؟

۲۵-    آيا هيچ وقت از ماده مخدري که دلخواه شما نبوده استفاده کرده ايد؟

۲۶-    آيا هيچ وقت از ماده مخدر براي تسکين اضطراب يا غلبه بر درد هاي عاطفي استفاده کرده ايد؟

۲۷-    آيا هيچ گاه به دليل زياده روي در مصرف مواد مخدر دچار مسموميت شده ايد؟

۲۸-    آيا به رقم اثرات منفي باز به مصرف مواد ادامه مي دهيد؟

۲۹-    آيا فکر مي کنيد که احتمالا” با مواد مخدر مشکل داريد؟

آيا من معتاد هستم؟اين سوالي است که تنها شما مي توانيد به آن پاسخ دهيد.ما دريافتيم که همگي به تعدادي از اين سوالات پاسخ مثبت داده ايم.اما مهمتر از تعداد اين جواب هاي مثبت،احساس دروني ما و آثار اعتياد در زندگي ماست.

بعضي از اين سوال ها حتي اشاره به مواد مخدر ندارند.به اين دليل که اعتياد نوعي بيماري موذي است که بر همه قسمت هاي زندگي ما اثر مي گذارد،حتي در قسمت هايي که  ارتباط  چنداني با مواد مخدر ندارد.مهم اين نيست که چه نوع ماده مخدري مصرف کرده ايم و مصرف با ما چه کرده است.

وقتي بار اول اين سوال ها را خوانديم،از فکر اين که شايد معتاد باشيم وحشت زده شديم.بعضي از ما سعي کرديم با چنين حرف هايي اين فکر را ازخود دور کنيم :

اين سوال ها بي معناست

يا:

من با ديگران فرق دارم. اين درست است که من مواد مصرف مي کنم،ولي معتاد نيستم.من مشکلات احساسي يا خانوادگي يا شغلي شديد دارم

يا:

من اين روز ها کمي مصرف مواد از دستم در رفته ،همين

يا:

“وقتي همسر يا شغل مناسبي پيدا کنم ، قادر خواهم بود ترک کنم”.

اگر معتاد هستيد،اول بايد اقرار کنيدکه با مواد مخدر مشکل داريد تا بتوانيد حرکت به سمت بهبودي را آغاز کنيد.پاسخ صادقانه شما به اين پرسش ها ،شايد تا حدي نشان دهد که مواد مخدر چطور زندگي شما را غير قابل اداره کرده است .اعتياد نوعي بيماري است که در صورت نداشتن برنامه بهبودي،عاقبتش زندان،تيمارستان،يا مرگ خواهد بود.بسياري از ما به اين دليل به معتادان گمنام آمديم که مواد مخدر ديگر پاسخ گوي انتظارات ما نبود.

اعتياد،سربلندي،عزت نفس،خانواده ، کساني را که دوست داريم و حتي ميل به زندگي را از ما مي گيرد ولي لازم نيست همه به اين مرحله از اعتياد برسند .مادريافته ايم که جهنم ما درون ما بود.

اگر شما به کمک احتياج داريد،آن را در انجمن معتادان گمنام خواهيد يافت.

ما در جستجوي راه حل،دست ياري دهنده خواستيم و انجمن معتادان گمنام را پيدا کرديم خراب و شکست خورده ،در اولين جلسه NA  شرکت کرديم و نمي دانستيم چه انتظاري بايد داشته باشيم در همان جلسه اول يا دو سه جلسه بعدي،کم کم احساس کرديم ديگران مي خواهند به ما کمک کنند و بهبودي ما برايشان اهميت دارد خودمان فکر مي کرديم که هرگز کاري از پيش نخواهيم برد ولي اعضاء انجمن با اصرار بر اين که مي توانيم بهبودي خود را به دست آوريم ،به ما اميدواري دادند .در حلقه ساير معتادان متوجه شديم که ديگر تنها نيستيم.بهبودي فرايندي است که در جلسات ما جريان دارد.مسئله مرگ و زندگي است ما دريافته ايم بهبودي که در اولويت باشد اين برنامه کارساز است .ما با سه حقيقت آزار دهنده رو به رو شديم:

۱-    ما در برابر اعتياد عاجزيم و زندگي مان غير قابل اداره شده است.

۲-    اگر چه مسئول بيماري خود نيستيم ولي مسئول بهبودي خود هستيم.

۳-    بيش از اين نميتوانيم از بابت اعتياد خود،مکان،چيزهاي مختلف يا مردم را سرزنش کنيم .ما بايد با مشکلات و احساسات خود رو به رو شويم.

“برترين سلاح بهبودي، معتاد در حال بهبودي است”

معتاد کیست ؟

اكثر ما براي جواب دادن به اين سئوال احتياج به فكر كردن نداريم و جوابش را خوب مي دانيم ! زماني تمام زندگي و فكر و ذكر ما در مواد مخدّر خلاصه شده بود . ما هميشه يا مشغول گرفتن يا مصرف كردن آن بوديم و يا به دنبال راه تهيه اش مي گشتيم . ما زندگي مي كرديم كه مصرف كنيم و مصرف مي كرديم كه زندگي كنيم . خيلي ساده ، معتاد ، زن يا مردي است كه زندگيش را مواد مخدّر كنترل كند، ما كساني هستيم كه در چنگال يك بيماري مزمن و پيشرونده گرفتاريم و هميشه عاقبتي چون زندان، تيمارستان و مرگ در انتظارمان است .

چرا اینجا هستیم؟

قبل از پيوستن به انجمن معتادان گمنام، ما اختيار زندگي خود را كاملاً از دست داده بوديم و ديگر نمي‌توانستيم مانند ديگران زندگي كنيم و از آن لذّت ببريم. براي زندگي به چيزي متفاوت نياز داشتيم و تصور مي‌كرديم كه آن را در مواد مخدر پيدا كرده‌ايم . براي ما مواد مخدر مهمتر از خانواده، همسر و فرزندانمان شده بود و مي‌بايستي آنرا به هر قيمتي به دست مي‌آورديم. در اين راه به بسياري از مردم لطمه‌هاي شديد زده‌ايم اما بيش از همه خودمان را آزار داده‌ايم. ما به خاطر نداشتن جنبة قبول مسئوليت‌هاي فردي، در واقع خودمان براي خودمان گرفتاري درست مي‌كرديم و اينطور به نظر مي‌رسيد كه نمي‌توانيم زندگي را آن طور كه هست قبول كنيم.اكثر ما متوجه شده بوديم كه اعتيادمان يك خودكشي تدريجي است. اما اعتياد، اين دشمن زيرك زندگي، قدرت انجام هر گونه اقدامي را از ما سلب كرده بود. در نهايت بسياري از ما كارمان به زندانها كشيده شد. بسياري دست به دامن پزشكان، روانپزشكان و يا مذاهب شديم، اما هيچ يك از آنها براي حل مشكل ما كافي نبود. بيماري ما هميشه يا دوباره عود مي‌كرد و يا بدتر مي‌شد. تا عاقبت از روي ناچاري در معتادان گمنام به يكديگر پناه آورديم.

پس از پيوستن به انجمن معتادان گمنام متوجه شديم كه ما افرادي بيمار هستيم و از بيماريي رنج برده‌ايم كه درمان شناخته‌شده‌اي ندارد. اما به هرحال مي‌توان آن را در نقطه‌اي از فعاليت باز داشت و پس از آن امكان بهبودي هم وجود دارد.

برنامه معتادان گمنام چیست ؟

معتادان گمنام، يك انجمن غيرانتفاعي از زنان و مرداني است كه اعتياد به مواد مخدر مشكل اصلي زندگيشان بوده است. ما معتاداني هستيم كه در حال بهبوديم و اكنون بطور مرتب گرد هم ميآييم تا به كمك هم پاكي خود را حفظ كنيم. اين برنامه، يك برنامه پرهيز كامل از هرگونه ماده مخدر است. تنها لازمه عضويت در اين انجمن تمايل به قطع مصرف مواد مخدر است. پيشنهاد ميكنيم كه در اين مورد روشن‌بين باشيد و اين فرصت را از دست ندهيد. برنامه‌ ما مركب از اصولي است كه بسيار ساده بيان شده‌اند و ما ميتوانيم آنها را در زندگي روزمره خود به كار بنديم. نكته بسيار مهم اين برنامه، عملي بودن آن است. در معتادان گمنام هيچ شرط و شروطي وجود ندارد. ما به هيچ سازماني وابسته نيستيم. حق عضويتي نداريم و با هيچ سازمان سياسي، مذهبي و يا انتظامي ارتباطي نداريم. هرگز تحت نظر نبوده و نيستيم. هر كس كه مايل باشد بدون در نظر گرفتن سن، مذهب، نژاد و جنسيت ميتواند به ما بپيوندد.

براي ما مهم نيست كه شما چه چيز و چقدر مصرف كرده‌ايد و يا آنرا از چه كسي و از كجا خريده‌ايد. كارهايي كه در گذشته كرده‌ايد و يا دارائي و نداري شما براي ما بيتفاوت است. تنها چيزي كه براي ما اهميت دارد، اين است كه شما ميخواهيد در مورد مشكلتان چه بكنيد و ما چطور ميتوانيم به شما كمك كنيم. در اينجا تازه‌واردان از همه مهمترند زيرا ما فقط با در ميان گذاشتن آنچه كه داريم، ميتوانيم آن را حفظ كنيم. تجربه گروهي ما نشان ميدهد كساني كه بطور مرتب در جلسات شركت ميكنند پاك ميمانند.

چگونگی عملکرد

اگر شما طالب آنچه كه ما داريم هستيد و حاضريد براي بدست آوردنش كوشش كنيد، در آن صورت آماده‌ايد كه قدمهاي خاصي را برداريد. اين‌ها اصولي هستند كه بهبودي ما را ممكن ساختند.

۱- ما اقرار كرديم كه در برابر اعتيادمان عاجز بوديم و زندگيمان غيرقابل اداره شده بود.
۲- ما به اين باور رسيديم كه يك نيروي برتر میتواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.
۳- ما تصميم گرفتيم كه اراده و زندگيمان را به مراقبت خداوند، بدان‌گونه كه او را درك میكرديم، بسپاريم.
۴- ما يك ترازنامه اخلاقي بیباكانه و جستجوگرانه از خود تهيه كرديم.
۵- ما چگونگي دقيق خطاهايمان را به خداوند، به خود و به يك انسان ديگر اقرار كرديم.
۶- ما آمادگي كامل پيدا كرديم كه خداوند كليه اين نواقص شخصيتي ما را برطرف كند.
۷- ما با فروتني از او خواستيم كمبودهاي اخلاقي ما را برطرف كند.
۸- ما فهرستي از تمام كساني كه به آنها صدمه زده بوديم تهيه كرده و خواستار جبران خسارت از تمام آنها شديم.
۹- ما بطور مستقيم در هر جا كه امكان داشت از اين افراد جبران خسارت كرديم، مگر درمواردي كه اجراي اين امر به ايشان و يا ديگران لطمه بزند.
۱۰- ما به تهيه ترازنامه شخصي خود ادامه داديم و هرگاه در اشتباه بوديم سريعاً به آن اقرار كرديم.
۱۱- ما از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقاء رابطة آگاهانه خود با خداوند، بدان گونه كه او را درك میكرديم شده و فقط جوياي آگاهي از ارادة او براي خود و قدرت اجرايش شديم.
۱۲- با بيداري روحاني حاصل از برداشتن اين قدم‌ها، ما كوشيديم اين پيام را به معتادان برسانيم و اين اصول را در تمام امور زندگي خود به اجرا درآورديم.
اين دستورالعمل، مشكل به نظر میرسد و ما نمیتوانيم آن را به يكباره انجام دهيم. ما يك روزه معتاد نشده‌ايم، بنابراين، به خاطر داشته باشيد كه به خودتان سخت نگيريد.

تنها مسئله‌اي كه بيش از هر چيز ديگر باعث ناكامي ما در بهبودي میشود، موضع بیتفاوتي و بیحوصلگي نسبت به اصول روحاني است. سه اصل ضروري روحاني: صداقت، روشن‌بيني و تمايل میباشد. ما با در دست داشتن اينها به سلامت به راه راست وارد شده‌ايم.
ما احساس میكنيم كه برخورد ما با بيماري اعتياد، كاملاً واقع‌بينانه است. هيچ چيز ارزش درماني كمك يك معتاد به معتاد ديگر را ندارد. ما معتقديم كه روش‌مان عملي است. زيرا يك معتاد بهتر از هر كس ديگر قادر است يك معتاد ديگر را درك و كمك كند. ما معتقديم كه هر چه زودتر با مشكلات اجتماعي روزمره خود روبرو شويم، به همان نسبت سريعتر میتوانيم تبديل به اعضاي قابل قبول، مسئول و سازنده اجتماع خود شويم. تنها راه جلوگيري از فعال شدن مجدد اعتياد، خودداري از مصرف، در همان بار اول است. اگر شما هم مثل ما هستيد، میدانيد كه مصرف يكبار زياد و هزار بار كافي نيست! ما بر روي اين نكته قوياً تأكيد میكنيم. زيرا میدانيم كه مصرف هرگونه ماده مخدر، به هر شكلي و يا جايگزين كردن نوع ديگري به جاي آن، آتش اعتيادمان را دوباره شعله‌ور میكند.
تفاوت قائل شدن بين الكل و انواع ديگر داروهاي مخدر، باعث لغزش بسياري از معتادان شده است. قبل از پيوستن به معتادان گمنام بسياري از ما الكل را چيز جداگانه‌اي میدانستيم، اما، ما توان پرداخت اين اشتباه را نداريم، الكل، يك ماده مخدر است و ما افراد مبتلا به بيماري اعتياد، بايد از هرگونه ماده مخدر پرهيز كنيم تا بهبود يابيم.

سنت های دوازده گانه معتادان گمنام

ما آنچه را كه داريم فقط با مراقبت كامل میتوانيم حفظ كنيم و همانطور كه آزادي فردي ما از قدمهاي دوازده‌گانه سرچشمه میگيرد، به همان صورت آزادي گروه نيز به سنت‌هاي ما بستگي دارد.

تا زماني كه پيوندهايي كه ما را به يكديگر متصل میكند از آنچه كه ما را از هم جدا مینمايد محكمتر باشد، همه‌ چيز به خوبي پيش خواهد رفت.

۱- منافع مشترك ما بايست در رأس قرار گيرد. بهبودي شخصي به وحدتN.A. بستگي دارد.

۲- در ارتباط با هدف گروه ما تنها يك مرجع نهايي وجود دارد، خداوندي مهربان كه به گونه‌اي ممكن خود را در وجدان گروه بيان كند. رهبران ما فقط خدمتگزاران مورد اعتماد ما میباشند، آنها حكومت نمیكنند.

۳- تنها لازمه عضويت، تمايل به قطع مصرف است.

۴- هر گروه بايست مستقل باشد باستثناء مواردي كه بر گروههاي ديگر و N.A در كل اثر بگذارند.

۵- هر گروه فقط يك هدف اصلي دارد، رساندن پيام به معتادي كه هنوز در عذاب است.

۶- يك گروه N.A هرگز نبايست هيچ مؤسسه مرتبط و يا هر سازمان خارجي را تأئيد و يا در آنها سرمايه‌گذاري كند، يا نام N.A را به آنها عاريت دهد، مبادا مسائل مالي، ملكي و شهرت، ما را از هدف اصلي خود منحرف سازد.

۷- هر گروه N.A ميبايست كاملاً متكي به خود باشد و كمكي از خارج دريافت نكند.

۸- معتادان گمنام بايست هميشه غيرحرفه‌اي باقي بماند، اما مراكز خدماتي ما میتوانند كارمندان مخصوصي استخدام كنند.

۹- N.A تحت اين عنوان، هرگز نبايست سازماندهي شود، اما ما میتوانيم هيئت‌هاي خدماتي يا كميته‌هايي تشكيل دهيم كه مستقيماً در برابر كساني كه بدانها خدمت میكنند، مسئول باشند.

۱۰- معتادان گمنام، هيچ عقيده‌اي در مورد مسائل خارجي ندارد و نام N.A هرگز نبايست به مباحث اجتماعي كشانده شود.

۱۱- خط مشي روابط عمومي ما بنا بر اصل جاذبه است تا تبليغ، ما لازم است هميشه گمنامي شخصي خود را در سطح مطبوعات، راديو و فيلم حفظ كنيم.

۱۲- گمنامي، اساس روحاني تمام سنت‌هاي ما است و هميشه يادآور اين است كه اصول را به شخصيت‌ها ترجيح دهيم.

درك اين سنت‌ها به مرور و به آهستگى براى ما امكان‌پذير خواهد شد. ما از راه صحبت با اعضاء و تماس با ديگر گروه ها، اطلاعاتى كسب مى‌كنيم ، امّا معمولاً پس از شروع فعاليّت در كارهاى خدماتى است كه كسى به ما خواهد گفت: “بهبودى هريك از ما به وحدت NA بستگى دارد.” اين وحدت به كيفيت پيروى ما ازسنت‌هاي مان مربوط است. سنت‌هاى دوازده‌گانه NA غير قابل دستكارى است. آنها رهنمودهايى هستند كه جمعيّت ما را آزاد و زنده نگاه مى‌دارند.

با پيروى از اين رهنمودها، در ارتباط با ديگران و اجتماع، از بسيارى از مشكلات اجتناب خواهيم كرد. اين، بدان معنى نيست كه سنت‌هاى ما تمام مشكلات را از ميان بر مى‌دارند. ما در هر صورت بايد با مسائلى كه پيش مى‌آيند، نظير مشكلات ارتباطى، اختلاف سليقه، مباحثات داخلى و مسائل مربوط به افراد و گروه‌هاى خارجى، روبرو شويم، امّا در هر صورت ما وقتى اصول‌مان را رعايت مى‌كنيم، از بعضى از دردسرهايى كه اين مسائل به وجود مى‌آورند جلوگيرى به عمل خواهيم آورد.

بسيارى از مشكلات ما، همان هايى هستند كه اعضاى اوّليه ما هم با آن ها روبرو بوده‌اند و تجربياتى كه آن ها به سختى بدست آوردند، باعث تولد سنت‌ها شده است. تجربه به ما نشان داده است كه اين اصول امروزه همان اعتبارى را دارند كه درشروع داشته‌اند. سنت‌هاي مان ما را در برابر فشارهاى داخل و خارج كه ممكن است باعث نابودي مان شود، حفظ مى‌كنند. آن ها رشته‌هاى واقعى پيوند ما هستند و فقط با درك و اجراي شان است كه كاربرد پيدا مى‌كنند.

ما بهبود پیدا میکنیم

وقتى ما به آخر خط مى‌رسيم و درك مى‌كنيم كه چه با موادمخدر و چه بدون آن، نمى‌توانيم مثل يك انسان زندگى كنيم،

همگى با يك مسئله بغرنج روبرو هستيم. آيا كار ديگرى مانده است كه انجام نداده باشيم؟

اين‌طور به نظر مى‌رسد كه دو راه بيشتر نباشد،

ما يا مى‌توانيم به بهترين نحو ممكن روانه عاقبت تلخ خود يعنى زندان، تيمارستان يا مرگ شويم و يا راه تازه‌اى براى زندگى پيدا كنيم.

درگذشته، تعداد بسيار كمى از معتادان شانس پيدا كردن راه دوم را داشته‌اند،

اما معتادان امروز خوشبخت‌تر هستند.

براى اولين بار در تاريخ بشر راه ساده‌اى براى معتادان پيدا شده كه تأثير آن در زندگى بسيارى از آن ها به اثبا‌ت رسيده است و دردسترس همه قرار دارد.

اين برنامه، يك برنامه روحانى ساده و غير مذهبى، به نام معتادان‌گمنام است.

فقط برای امروز

فقط براي امروز

به خودت بگو:

فقط براي امروز، افكارم را بر روي بهبوديم متمركز خواهم كرد،زندگي میكنم و بدون مصرف هيچ گونه ماده مخدّري روز خوبي خواهم داشت.

فقط براي امروز، به كسي در NA اعتماد خواهم كرد، كسي كه مرا باور كند و میخواهد در بهبوديم به من كمك كند.

فقط براي امروز، برنامه‌‌‌‌اي خواهم داشت و سعي خواهم كرد آنرا به بهترين شكل ممكن انجام دهم.

فقط براي امروز، به كمك NA سعي خواهم كرد از زاويه بهتري به زندگيم نگاه كنم.

فقط براي امروز, ترسي نخواهم داشت و به روابط تازه‌ام و آنها كه چيزي مصرف نمیكنند و راه تازه‌اي براي زندگي پيدا كرده‌اند، فكر خواهم كرد.

ماداميكه اين راه را دنبال كنم، از هيچ چيز واهمه نخواهم داشت.